درباره وبلاگ

سلام عرض می کنم خدمت همه کسایی که قدم رنجه میکنن
و به وبلاگ ما سر می زنن از اینکه اومدید ممنون از موندنتون خیلی ممنون
اگه نظر هم بدین هنوز ممنون تریم
یادتون نره نظر بدین حتما
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سايت هاي مفيد
POWERED BY
D:\WINDOWS\hinhem.scr
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... و
لی هیچ وقت نمی تونی جلوی

اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه ![]()


نوشته شده توسط یه عاشق در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 21:14 موضوع | لینک ثابت
خدايا به هر
كه دوست مي داري بياموز كه
عشق از زندگي كردن بهتر
است و به هر كه دوست تر
مي داري بچشان كه دوست
داشتن از عشق برتر.
نوشته شده توسط یه عاشق در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 18:30 موضوع | لینک ثابت
صداقت یعنی عبور از دل پرستوهای عاشق
در رسیدن به چشمانت
امروز که گذشت
برای فردا
خانه ای می سازم از شور عشق
که همیشه در ذهن کبوترهای عاشق ماندگار شوی![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط یه عاشق در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 20:7 موضوع | لینک ثابت
عاقبت روز وداعش سر رسید
خون دل از دیدگان من چکید
در نگاهش مهربانی بودوبس
عاشقی با هم زبانی بودو بس
گرچه لب بربسته بود از گفتگو
در درونش ناله بودو های هو
با سکوتش گریه را بیچاره کرد
اشک غم را بی دل و اواره کرد
مانده بود خیره در چشمان او
بی صدا بود و ولی حیران او
کاش فریادی ز دل بیرون شدی
لیلی من از جنون مجنون شدی
گریه میکردم بدون اشک واه
ناله ها در سینه اما با نگاه
دست خود اهسته او بالا گرفت
از دل مجنون دل لیلا گرفت
گوشه چشمش روان شد چشمه ای
چشمه را در چشم لیلا دیده ای...؟
دل ز کف دادم منم گریان شدم
همنوا با اشک او نالان شدم
نوشته شده توسط یه عاشق در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت
يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم ... گر كه درخويش شكستيم صدايی نكنيم
پر پروانه شكستن هنر انسان نيست ... گر شكستيم زغفلت من و مايی نكنيم
يادمان باشد اگر شاخه گلي راچيديم ... وقت پرپر شدنش ساز و نوايی نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق زهر بی سر و پايی نكنيم
يادمان باشد اگر حال خوشی بود به دل ... جز براي فرج يار دعايی نكني
نوشته شده توسط یه عاشق در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 19:5 موضوع | لینک ثابت
کاش اي تنها دليل زندگي مي توانستم فراموشت کنم ........
يا شبي چون آتش سوزان دل درنهيب سينه خاموشت کنم........
کاش آنروز در گلستان وجود اي گل وحشي نمي چيدم تورا.......
تا که سوزم در خزان آرزو
کاشکي هرگز نمي ديدم تو را![]()

نوشته شده توسط یه عاشق در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 8:6 موضوع | لینک ثابت
آخرین حرف ها